نگاه سنتی ما به مفهوم دوستی و تنهایی، که عمدتاً بر محور همزمانی و نزدیکی فیزیکی شکل گرفته، در تفسیر وضعیت نسلهای جدید بهویژه تکفرزندان امروزی، دچار سوگیری جدی است. برخلاف تصور رایج مبنی بر انزوا، واقعیت این است که روابط فرزندان امروز از نظر دامنه و عمق انتخاب، نه تنها کاهش نیافته، بلکه شکلی بنیادین تغییر یافته است. شبکههای ارتباطی نسل امروز، از محیطهای فیزیکی اجباری مانند همسایگی یا فامیل فاصله گرفته و به سمت بسترهای فعال مبتنی بر علاقه و اشتراک معنادار حرکت کردهاند. فرآیند دوستییابی دیگر وابسته به تصادف جغرافیایی نیست؛ بلکه محصول یک انتخاب آگاهانه در پلتفرمهای دیجیتال است. در بازیهای آنلاین یا جوامع مجازی، فرد میتواند همبازیها و همفکرانی را از سراسر جهان بیابد که دقیقاً علایق مشترک او را سهیم هستند و این سطح از تطابق در انتخاب، در گذشته به ندرت در محیطهای فیزیکی فراهم میشد. این تغییر بستر، به معنای فقدان رابطه نیست، بلکه به معنای انتقال فعالیتهای اجتماعی به عرصهای نوین است که در آن، نوجوانان میتوانند نسخههایی از خود را بیازمایند و بازخورد بگیرند؛ فرآیندی که به آنها حس عاملیت بیشتری در ساخت هویت مستقل میدهد و حفرههای ارتباطی احتمالی را با اتصالات جهانی پر میکند. اشتباه ما در داوری، ناشی از مقایسه معیارهای زیستِ خودمان با ابزارهای آنهاست. ما روابط فیزیکی را معیار «اصالت» میدانیم، در حالی که برای آنها، «معنا» و «تعامل مستمر» در هر بستری که برقرار شود، ارزش اصلی را دارد. اگرچه ممکن است چالشهای جدیدی در این مدل روابط وجود داشته باشد، اما تمرکز بر معایب بدون در نظر گرفتن مزیت عظیم «آزادی در انتخاب همنشین»، تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد. بنابراین، تکفرزندان امروزی غالباً تنها نیستند؛ بلکه شبکهای گسترده و انتخابی از روابط را مدیریت میکنند که دامنه آن به مراتب از نسلهای گذشته وسیعتر است و این تغییر شکل دوستیها، نشانه تکامل یافتن ابزارهای ارتباطی انسان در پاسخ به نیاز بنیادین او به تعلق و تعامل است.
به قلم: پروین بابایی
