فریبا وفی را گاهی در شمار نویسندگان «زنانهنویس» قرار میدهند، اما این تعبیر تمام ویژگیهای داستاننویسی او را توضیح نمیدهد. در بسیاری از داستانهای او شخصیت اصلی زن است، اما زن بودن لزوماً به مسئله اصلی داستان تبدیل نمیشود. وفی زن را همچون بخشی از یک کل میبیند؛ انسانی درگیر زندگی، روابط، خانواده، تنهایی، خاطره و موقعیتهای روزمره. او بیش از آنکه بخواهد درباره زن و مسائل زنان سخن بگوید، جهان را از منظر شخصیتهای زن خود روایت میکند.
نثر وفی روان، ساده و مستقیم است. زبان او اغراقآمیز نیست و روایتهایش اغلب خطی پیش میروند. در آثار او خبری از ورود گسترده به اسطورهها، فلسفههای پیچیده یا زبان پرزرقوبرق نیست. اتفاقاتی که روایت میشوند، از جنس اتفاقاتی هستند که میتوان آنها را در زندگی خودمان یا آدمهای اطرافمان دید. اهمیت کار وفی در همینجاست که میتواند یک موقعیت عادی، یک رابطه، یک خاطره یا یک اتفاق کوچک را به چیزی شایسته روایت تبدیل کند. به همین دلیل میتوان گفت یکی از ویژگیهای برجسته داستاننویسی او، مهارت در انتخاب برشهای کوتاه از زندگی است.
وفی در مرزی ظریف میان ادبیات داستانی جدی و ادبیات عامهپسند حرکت میکند. عناصر داستانهایش برای خواننده آشنا هستند و از دل زندگی روزمره میآیند، اما شیوه روایت آنها با داستان عامهپسند تفاوت دارد. در داستان عامهپسند معمولاً خود حادثه و دنبال کردن ماجرا اهمیت بیشتری پیدا میکند، اما وفی بیشتر به شخصیت و لایههای درونی او توجه دارد. او اتفاق را فقط روایت نمیکند؛ بخشی از شخصیت را از دل همان اتفاق بیرون میکشد.
به همین دلیل، روان بودن نثر او را نباید با ساده بودن داستانهایش یکی دانست. جملهها سادهاند، اما شخصیتها لزوماً ساده نیستند. وفی اطلاعات شخصیت را یکجا در اختیار خواننده نمیگذارد. بخشی از او را از خلال رفتار، سکوت، واکنش و جزئیات روزمره آشکار میکند. همین جاست که سادگی زبان به عمق شخصیتپردازی تبدیل میشود.
تصویرسازی نیز در داستانهای وفی جایگاه قابل توجهی دارد. تصویرسازی او بیشتر از جنس دقت در مشاهده است تا توصیفهای طولانی و پیچیده. او از میان واقعیت گسترده، بخش مشخصی را انتخاب میکند و نور روایت را روی همان قسمت میاندازد. از این منظر، رئالیسم وفی را میتوان نوعی رئالیسم انتخابگر دانست؛ رئالیسمی که قرار نیست همه واقعیت را به یک اندازه نشان دهد، بلکه یک برش از آن را انتخاب میکند و با تمرکز بیشتر، جزئیات و لایههای پنهان همان بخش را آشکار میسازد.
در این نگاه، «برش» و «نور» دو ویژگی مهم در شیوه داستاننویسی وفی هستند: برش، محدودهای از زندگی را برای روایت انتخاب میکند و نور، توجه خواننده را روی همان محدوده متمرکز میسازد. در نتیجه، یک اتفاق کوچک میتواند به دریچهای برای شناخت یک شخصیت تبدیل شود.
فریبا وفی نویسنده زندگیهای معمولی است، اما معمولینویس نیست. توانایی او در این است که از دل زندگی روزمره، موقعیتهایی را پیدا کند که ارزش روایت دارند؛ بدون آنکه برای مهم جلوه دادن آنها به زبان پیچیده، حادثهسازی یا فلسفهپردازی متوسل شود.
پروین بابایی
پیام آذربایجان
